آرایه های ادبی در کتب فارسی راهنمایی

بی شک هر کسی از (( سخن فسیح و بلیغ )) لذت می برد و تحت تاثیر قرار می گیرد . دانشی که از چگونگی ایجاد این گونه سخن و صنایع (آرایه ها ) آن گفت و گو می کند ، علم بدیع خوانده شده است . بدیع در لغت به معنی تازه است و صنایع بدیعی کلام را طراوت و تازگی می بخشد .

وقتی امیر نصر بن احمد سامانی تا چهار سال در هرات اقامت می کند تمام لشکریان از اقامت طولانی مدت او ملول می شوند. به سراغ رودکی می روند و می گویند پنج هزار دینار به تو می دهیم اگر صنعتی بکنی که پادشاه از این خاک حرکت کند . (( رودکی قبول کرد و دانست که به نثر با او در نگیرد . روی به نظم آورد و قصیده ای بگفت :

بوی جوی مولیان آید همی

بوی یار مهربان آید همی

نظامی عروضی می نویسد : (( وقتی رودکی به این بیت :

میر سرو است وبخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی ))

رسید ، امیر چنان منفع گشت که از تخت فرود آمد و بی موزه در رکاب خنگ نوبتی ] اسب یدک [ آورد و روی به بخارا نهاد .))

( توجه کنید که در مصراع اول دو تشبیه و در مصراع دوم استعاره آمده است) .

بی شک این تاثیر ، تاثیر موسیقی شعر است . شاعران با استفاده از یک یا چند ابزار افزونی موسیقی کلام یا ابزاری که به کلام انسجامی بیش از حدمعمول می بخشد کلام عادی را تبدیل به کلام ادبی می کنند . سعدی وقتی می خواهد در بوستان پند و اندرز دهد این وظیفه را به بهترین نحو ادا می کند :

غم خویش در زندگی خور که خویش

به مرده نپردازد از حرص خویش

و با تکرار کلمه خویش (سه بار ) و آوردن آن در دو معنی قوم و خود ،به کلام ، انسجام ادبی داده است .

در واقعه قتل عام دهلی که قریب بیست هزار نفر کشته شده بودند نظام الملک نایب السلطنه هند با خواندن این شعر نادر شاه را از ادامه قتل عام باز داشت :

 

 

 

دگر نمانده بسی تا به تیغ نار کشی

مگر که زنده  کنی و باز کشی 

از اینجا که میزان تاثیر گذاری  شعر یا نثر مسجع تا حد زیادی بستگی به آرایه های ادبی دارد ( وزن و قافیه دو عامل دیگر تاثیر پذیری هستند شناخت و توضیح آرایه های بکار رفته در کتب فارسی راهنمایی ضرورت پیدا می کند . علاوه بر آن آگاهی به این آرایه ها کمک زیادی به درک بهتر و بیشتر مفهوم شعر و کلام است . نگارنده تا حد توان کوشیده است آرایه های بکار رفته در متن درس ها را استخراج کند و با توضیحی مختصر و ذکر شواهدی خارج کتاب و متن کتاب در اختیار همکاران قرار دهد . مثال های بعضی از آرایه ها  چون تشبیه  و تلمیح چون زیاد بودند از آوردن آنها خودداری شد .

برای دسترسی  بهتر به آرایه نشانی آرایه بکار رفته را مشخص کرده ام مثلاً ترکیب (( محبس تن ))  (  48/3 ) یعنی در فارسی سوم و در صفحه 48 آمده است .

 

 

تشبیه :

تشبیه ، ادعای همانندی میان دو یا چند چیز است . هر تشبیه چهار رکن دارد :

1)     مشبه : چیزی یا کسی که قصد مانند کردن آن را  داریم .

2)     مشبه به: چیزی یا کسی است که مشبه ، به آن مانند می شود .

3)      ادات تشبیه : وازه ای است که نشان دهنده پیوند شباهت است .

4)     وجه شبه :  ویزگی  یا ویزگی های مشترک میان مشبه و مشبه به است .

زاله ها دانه دانه   درخشند   همچو    الماس (38/1 )

مشبه                   وجه شبه    ادات تشبیه   مشبه به

 

برای شناخت بیشتر و بهتر تشبیه توجه به اين نکات لازم است :

الف ) وجه شبه معمولاً باید در مشابه به بارزتر ومشخص تر باشد ( چراغ مثل خورشید می درخشد ، نه آنکه : خورشید مثل چراغ بود )

ب ) برای فهم یک تشبیه باید به سراغ (( مشبه به )) رفت که مهم ترین پایه تشبیه است زیرا وجه شبه از آن استنباط می شود .

ج) مشبه و مشبه به طرفین تشبیه نام دارند  و در تمام تشبیهات حضور دارند اما ادات  و وجه شبه می توانند حذف شوند  .

د ) حذف وجه شبه و ادات تشبیه سبب تلاش ذهنی و لذت ادبی بیشتر می گردد .

هـ ) تشبیه مشروط بر این است که آن مانندگی یا تشابه ، مبتنی بر کذب یا حداقل دروغ نما باشد یعنی با اغراق همراه باشد . این ما هستیم که این شباهت را ادعا و برقرار می کنیم . تشبیه باعث اعجاب می شود و  کسی به مفاد آن باور ندارد  . مثلاً جملاتی مانند  : او مثل سرو است ! یا  : او مثل برق رفت ! تشبیه اند اما جمله ای چون نفت مثل بنزین است ، تشبیهی نیست .

و )  و نکته آخر این که وجه شبه در هر مورد آن صفتی است که منظور گوینده باشد ؛ از باب مثال ممکن است شخص منافق یا دو رو را به گل به جهت پشت و روی دو گانه گل ، و رخسار زیبا را هم به گل ، به سبب زیبایی آن ، تشبیه کنند اما روشن است که وجه شبه را در این دو مورد ، با یکدیگر تفاوت بسیار دارد . برای بهتر فهمیدن اضافه تشبیهی به این مصراع رودکی توجه کنید :

دانش اندر دل چراغ رو شن استـــ دانش در روشن کردن دل مانند چراغ در راه است    ـــ دانش مانند چراغ است ـــ دانش چراغ استــــ چراغ دانش ؛ که یک اضافه تشبیهی است و در کتب فارسی نمونه های این گونه تشبیه فراوان است . مانند اقلیم وجود ( 39/3 ) محبس تن (48/3 ) درخت علم (143/3) ابر لطف (11/3 ) دفتر عمر (170/2 ) و ....

1)     روی مرداب ، این آفتاب پوسیده

روی رودخانه ، این ماه زنده (125/3)

2)     ابر هزار پاره بگیرد ستیغ کوه

چون لشکری که رو به سوی دشمن آورد (71/3)

3)     زندگی مانند جوی آبی است (14/3)

4)     به پیش سپه آمد افراسیاب

چو کشتی که موجش بر آرد زآب (79/2)

5)     من اینجا چو نگهبانم تو چون گنج ( دو تشبیه 117/1)

6)     علم بال است مرغ جانت را ( 161/1)

 

استعاره :

استعاره ، درلغت مصدر باب استفعال است یعنی عاریه خواستن ، و در شعر به معنی لغتی را بجای لغت دیگری به کار بردن است ؛ یعنی شاعر وازه ای را به علاقه مشابهت به جای وازه دیگری به کار می برد . استعاره در حقیقت تشبیه فشرده است یعنی تشبیه را آنقدر فشرده و خلاصه می کنیم تا از آن فقط مشبه به باقی بماند . البته این نوع استعاره کاربرد بیشتری دارد و به آن استعاره مصرحه می گویند . استعاره مکنیه هم داریم که همان شخصیت بخشیدن به اشیا می باشد که در بخش تشخیص توضیح آن می آید . پس زرف ساخت هر استعاره یک جمله تشبیهی است . مثلاً زرف ساخت (( سرو )) که استعاره از قد بلند است چنین بوده است : قدی که از نظر بلندی مانند سرو است . مثلاً حافظ می گوید : سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند . در تشبیه ادعای شباهت وجود دارد و در استعاره ادعای یکسانی و این همانی :

هزاران نرگس از چرخ جهان گرد

فروشد تا بر آمد یک گل زرد ( نظامی )

شاعر  نمی گوید که خورشید مثل گل زرد است می گوید خود گل زرد است ( بواسطه علاقه مشابهت ) نظامی در استعاره پردازی بی همتاست . در بیت زیر شش استعاره بکار رفته است :

زسنبل  کرد   بر گل   مشک بیزی

زلف             صورت    پریشان کردن موی چهره

 

زنرگس   بر سمن    سیماب ریزی ( نظامی )

چشم         چهره       اشک ریختن

1)     جای گل گل باش و جای خار خار (102/3) گل استعاره از انسان خوب و خار استعاره از انسان بد است .

2)     ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد . جام عقیقی استعاره از گل سرخ است . (39/3)

3)      قضا خلعتی نامدارش دهد (3/2) خلعت نامدار استعاره از برگ سبز درختان است .

4)     شیر خدا (11/2) و عروس آسمان (27/2 ) استعاره اند .

شاه عرب ، سالارشهیدان وامثال آن کنایه می باشند . متقدمین کنایه و استعاره هر دو را تحت عنوان کنایه می آورند و تفکیک آنها از متاخرین است .  فرق میان استعاره و کنایه آن است که در استعاره علاقه مشابهت مانع تصور معنی حقیقی است ولی در کنایه شباهت ملحوظ نمی افتد و جایز است که صفات حقیقی نیز در نظر گرفته شود . مثلاً شاه و سالار در دو مثال بالا صفت این دو کلمه را ( بزرگی و سروری ) را یاد آور می شود

 

جان بخشی به اشیا یا تشخیص :

 

آنچه به عنوان جان بخشی به اشیا در فارسی دوم آمده است در علم بیان استعاره مکنیه تخییلیه و آنیمیسم یا جان دار انگاری نامیده می شود و یادگاری است از تفکر بشر قدیم که برای او همه چیز جان دار بوده است .

استعاره مکنیه : مشبهی است که به همراه یکی ازاجزا یا ویزگی های مشبه به می آید . مثلاً دیده عقل به صورت اضافه استعاری ؛ عقل به انسانی تشبیه شده است و آنگاه دیده که از بارزترین ویزگی های انسان است به عقل اضافه شده است

درس غوغای بهار (134/3)  شعر پرواز (48/3)  شعر فروتنی (127/3 )  قلمرو شگفتی ها (39/3 ) بخشی از جملات درس فصل های سال ( 30/1 ) چون : پاییز با طبیعت وداع می کند ، آسمان هم سخاوتمند می شود ، زمستان از راه می رسد و کوله بارش را بر زمین می گذارد و .... همگی آرایه تشخیص هستند .  در این بیت نیز حافظ از جان بخشی استفاده کرده است :

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

 

مجاز :

مجاز ، مصدر میمی است و در لغت به معنی گذشتن وعبور کردن یا زمان و مکان آن و در اصطلاح علم بیان ، به کار رفتن وازه ای است در غیر معنی حقیقی ، به شرط وجود علاقه وقرینه

علاقه : پیوند و تناسبی است میان حقیقت مجاز وجود دارد اگر علاقه نباشد مجازی هم نخواهد بود .

قرینه : نشانه ای است که ذهن را از حقیقت باز می دارد . مجاز از این رو در زبان پدید می آید که الفاظ محدود و معانی نا محدودند .

1)     در ظلام شب خروش بام ها (20/1)

علاقه حال و محل ظرف و مظروف است یعنی استعمال جای و جایگیر به جای هم از نوع ذکر محل و اراده حال یعنی خروشی  که افراد روی بام ها سر می دهند .

2)     کردها اهل قلم اند (96/2)

علاقه سببیت یا علت و معلولی یعنی بکار بردن کننده کار و کنش به جای یکدیگر از نوع ذکر سبب (علت ) و اراده مسبب (معلول ) ؛ یعنی نوشته خوبی دارند ، نویسنده اند .

3)     بیا تا برآریم دستی زدل

که نتوان برآورد فردا زگل (3/2)

گل در اینجا یعنی خاک ، گور ؛ احتمالاً علاقه جزء و کل است چون گل جزئی از قبر است ذکر جزء و اراده کل

4)     از درون مردمان اندیشه کن

وزدعای مردم پرهیزکار (102/3)

دعا معمولاً در جهت مثبت بکار می رود و دعا در اینجا نفرین معنی می دهد . یعنی می شود آن را علاقه تضاد نامید به این معنی که وازه ای را درست در معنی ضد آن به کار برند ، مانند این که به فرد بی دست و پایی رستم بگویند . به این گونه مجاز استعاره تحکمیه هم گفته اند .

 

کنایه :

کنایه یعنی پوشیده سخن گفتن درباره امری با بیان نشانه ، نمونه یا دلیل آن امر و یا ذکر مطلبی و دریافت مطلب دیگر ،

1)     بیا تا بر آریم دستی زدل ، دست از دل بر آوردن کنایه است به معنی از سر صدق به راز و نیاز پرداختن (3/2)

2)     دست و پنجه نرم کردن : کنایه از گلاویز شدن و زور آزمایی کردن (18/2)

3)     ران افشردن ، کنایه از برانگیختن عموماً و خصوصاً برانگیختن اسب (79/2)

4)     دست خاییدن ، کنایه از حسرت خوردن (80/2)

5)     چراغ مردن ، کنایه از خاموش شدن چراغ (129/2)

6)     زبان سبز ، کنایه از حیات ، شادابی و سرزندگی (138/2)

7)     گنبد لاجوردی ، کنایه از آسمان (40/2)  گنبد دوار و اخضر هم می گویند .

8)      قبا دریدن ، کنایه از شکفتن گل (134/3)

 

ایهام :

در لغت به معنی در گمان افکندن و به توهم انداختن است و آوردن وازه ای با حداقل دو معنی که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد و مقصود شاعر معمولاً معنی دور و گاه هر دو معنی است . مانند این شعر حافظ که کلمه مدام هم شراب معنی می دهد و هم همیشه

1)     ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بی خبر از لذت شرب مدام ما 

و یا این بیت

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد (39/3)

در روان ایهام است : الف ) روان خواهد شد : به سرعت خواهد رفت ( در این صورت روان قید است )

ب ) روان خواهد شد : خواهد رفت ( در این صورت روان مسند است )

ج) روان خواهد شد : روان خواهد رفت ، روحش به عالم دیگر خواهد رفت ( در این صورت روان فاعل است )

2) چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد (39/3) نگران در معنی نگرنده و ناراحت ، نرگس ( که خود نماد مشبه به چشم است ) به سوی شقایق خواهد نگریست . شقایق رمز محرومیت و مظهر داغ دیدگی است ، نرگس نگران حال شقایق هم هست ( در این مصراع آرایه تشخیص نیز می باتشد .)

3) باز رسیدند شاد زان سوی عالم چو باد

مست و خرامان و خوش سبز قبایان ما (134/3)

در ((سبز قبایان ))  ایهام وجود دارد زیرا هم  منظور درختانی است که برگ سبز دارند و هم سبز قبا که پرنده ای است . اگر سبز قبایان را در معنی اول بگیریم ، استعاره به درختان و برگ های آنها ست

5)     چو شاخ برهنه برآریم دست

که بی برگ از این بیش نتوان نشست (3/2) بی برگ نسبت به برگ درختان ابیات بالا ایهام تناسب است اما بی توشه هم معنی می دهد که مورد نظراست . ایهام تناسب آوردن وازه ای است با حداقل دو معنی که یک معنی آن مورد نظر و پذیرفتنی است و معنی دیگر نیز با بعضی از اجزای کلام تناسب دارد مانند این بیت :

چنان سایه گسترد بر عالمی        که زالی نیندیشد ازرستمی

زالی با رستمی تناسب دارد اما اینجا یعنی پیر زنی .

 

تلمیح :

در لغت به معنی نگاه کردن و اشاره به چیزی است و در اصطلاح بدیع آن است که در خلال سخن آیه ای شریف و حدیثی معروف یا داستان و واقعه یا مثل و شعری مشهور چنان اشاره شود که کلام با الفاظی اندک بر معانی بسیار دلالت کند :

1) ای نام توبهترین سرآغاز     بی نام تو نامه کی کنم آغاز(4/1)

می تواند اشاره ای به حدیث معروف باشد (( کل امر ذی بال لم یبدء فیه بسم الله فهو ابتر ))

( هر کاری ارجمند که با نام خدا شروع نشده باشد بریده و ناقص است . )

نظامی هم در اول مخزن الاسرار می گوید :

بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم

2)     ای یاد تو مونس روانم (4/1) اشاره به سوره رعد آیه 11 (( الا بذکر الله تطمئن القلوب ))

3)     اگر نیک خواهی به هر دو سرای

به نزد نبی و وصی گیر جای (11/1)  اشاره به حدیث نبوی (( مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها هلک ))

4)     عشق بازی که هم آغوش خطر

خفت در خوابگه پیغمبر

اشاره به آن شبی (( لیله المبیت ) است که حضرت علی (ع) به جای پیغمبر (ص) خوابید تا پیامبر از کشته شدن به دست کفار مکه در امان بماند .

 

سجع :

سجع در لغت به معنی آواز کبوتر است ؛ از آنجا که نوای کبوتران به یک آهنگ است کلماتی که بر آهنگ بر آید سجع گفته اند و جمع آن اسجاع است . سجع در نثر به منزله قافیه در شعر است . به کلماتی که بین کلمات آن هماهنگی باشد کلام سجع می گویند . مسجع سخن گفتن مخصوصاً در بین اعراب مرسوم بود و عالی ترین نمونه آن قرآن مجید است .

سجع بر سه قسم است :

1)   سجع متوازی : اگر کلمات در وزن و حرف روی (حرف آخر ) یکی باشند به آن سجع متوازی می گویند . مانند آنچه نپاید دلبستگی را نشاید .

کیش و خویش (127/2) حیات و ممات (129/2) بردی و مردی (54/3 ) نا برده ، رنج گنج میسر نمی شود (2/3) وفا ، رضا، صفا و لقا (3/3) نصیبی و طبیبی (3/3)

2)   سجع مطرف : در آخر هر جمله کلماتی آورند  که در وزن مختلف و حرف روی یکی باشند . حضرتش بخشنده مال است و بر آورنده آمال ، جود و سجود .

3)   سجع متوازن : و آن است که کلمات در وزن یکی و در روی مختلف باشند : بحری است مواج و شخصی نقاد ، کام و کار ، دو کلمه (( زمین و ضمین ) که در درس (( طمع خام )) فارسی دوم آمده است لغات متشابه هستند که از نظر تجنیس در کتب سنتی بدیع جناس لفظ هستند و دکتر سادات ناصری در کتاب فنون و صنایع ادبی به عنوان جناس لفظ از آنها نام می برد . اما دکتر شمیسا در کتاب بدیع خود به جناس تام از آنها نام می برد و می نویسد : (( باید توجه داشت که بدیع لفظی بحث موسیقی و مسموعات است نه نقاشی و مکتوبات))

 

مراعات نظیر :

آوردن وازه هایی از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند . این تناسب می تواند از نظر جنس ، نوع ، مکان ، زمان ، همراهی و .... باشد .

1)     ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد (39/3)

2)     شبی در بیابان مکه از بی خوابی پای رفتنم نماند سر نهادم و شتر بان را گفتم

    دست از من بدار (54/3)

3)     بحر آفرید و بر و درختان و آدمی

خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد (1/3)

در این بیت آرایه تضاد و همچنین آرایه اعداد نیز وجود دارد و آن این است که چند اسم را که به طور متوالی ذکر شده اند برای همه یک فعل بیاورند .

 

تمثیل یا ارسال مثل :

تمثیل یا ارسال مثل کلامی است که ضرب المثلی را در بر دارد و یا خود ضرب المثل است . ارزش یک مثل در جلب توجه شنونده و یا خواننده گاه بیشتر از چندین بیت یا چندین مقاله است .

هرگه که دل به عشقی دهی ، خوش دمی بود 

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست (حافظ )

1)     نا برده رنج ، گنج میسر نمی شود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد (2/3)

2)     با بدان بد باش و با نیکان نکو

جای گل گل باش و جای خار خار (102/3) که آرایه تکرار و استعاره هم دارد .

3)     میازار موری که دانه کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است (142/1)

گه دلم پیش تو گه پیش اوست

رو که در یک دل نمی گنجد دو دوست (عمان سامانی )

 

تضاد :

تضاد یا طباق آوردن دو کلمه متضاد است .

1)     اگر بازجویی خطا ازثواب (68/1)

2)     عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد (39/3)

 

     حسن تعلیل :

     آوردن علتی ادبی و ادعایی است برای امری به گونه ای که توان اقناع مخاطب را دارد . این علت  سازی مبتنی بر تشبیه است و هنر آن زیبا شمردن یا زشت نمودن چیزی است .

به سرو گفت کسی میوه ای نمی آری

جواب داد که آزادگان تهی دستند (53/2)

برای میوه نیاوردن سرو علتی خیالی و ادعایی آورده است نه علمی و نه طبیعی .

 

واج آرایی :

تکرار یک واج ( صامت یا مصوت ) است در کلمه های یک مصراع یا بیت به گونه ای که آفریننده موسیقی درونی باشد و بر تاثیر شعر بیفزاید .

1)     چو دانی که بر تو نماند جهان

چه رنجانی از آز جان و روان (42/1 ) حرف ((ن ))  8 بار در بیت آمده است .

2)     ای هست کن اساس هستی (4/1) حرف ((س)) 4 بار تکرار شده است.

3)     درفشش سیاه است و خفتان سیاه

از آهنش ساعد از آهنش کلاه (70/2) حرف (ه) 5 بار آمده است .

 

مبالغه:

 آن است که چیزی را زیاده از حد معمول وصف کنند ؛ که اگر عقلاً و عادتاً ممکن باشد مبالغه است و اگر عقلاً ممکن باشد ولی عادتاً واقع نشود اغراق ، و اگر نه عادتاً ممکن باشد و نه عقلاً ، غلو است . البته معمولاٌ همه را تحت عنوان اغراق یا مبالغه می آورند .

1)     شود کوه آهن چو دریای آب

اگر بشنود نام افراسیاب (70/2)

مبالغه در آثار حماسی بخصوص شاهنامه بسیار دیده می شود .

که گفتت برو دست رستم ببند

نبندد مرا دست ، چرخ بلند ( فردوسی )

هر شبنمی دراین ره ، صد بحر آتشین است

دردا که این معما شرح و بیان ندارد . (حافظ )

 

تنسیق الصفات :

برای یک اسم ، صفات متوالی بیاورند .

بمان آباد و فرخ روز و شیرین کام و شیرین دل (89/2)

که برای خوزستان چهار صفت متوالی آورده است .

 

 

تکرار :

وقتی که یک وازه بیش از دو بار یا بیشتر در بیتی تکرار شود آرایه تکرار پدید می آید

دریا بنفش و مرز بنفش هوا بنفش

جنگل کبود و افق کبود (96/1) بنفش و کبود تکرار شده است

 

 


دسته بندی : مقالات


آخرین مطالب

» برگزاری کارگاه مجازی نقد و بررسی فارسی هشتم ( پنجشنبه دهم مهر 1393 )
» سازهای موسیقی در شاهنامه ( چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 )
» برگزاری کارگاه مجازی نقد و بررسی فارسی هشتم ( شنبه نوزدهم مهر 1393 )
» بخشنامه آزمون تشخیص ورودی - آغازین درس ادبیات فارسی ( چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 )
» آداب نامه نگاری ( پنجشنبه دهم مهر 1393 )
» برنامه عملیاتی گروه آموزشی ادبیات فارسی شهرستان نهاوند ( پنجشنبه دهم مهر 1393 )
» برخی نکات و ملاحظات در باره­ی کتاب فارسی سال هفتم ( چهارشنبه نهم مهر 1393 )
» بارم بندی فارسی هفتم وهشتم 93 ( چهارشنبه دوم مهر 1393 )
» دانلود پيش نويس كتاب زبان و ادبیات فارسی سال دوم دوره اول متوسطه جديد(فارسي هشتم) 93-94 ( چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 )
» ( چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 )
» پاورپوینت شناخت ترکیب وصفی و ترکیب اضافی - فارسی هفتم ( چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 )
» داستان های کوتاه ( چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 )